سوال: 

عمر در جنگ با ایران چگونه کشته شد؟

پاسخ:

در رابطه با کشته شدن عمر در طی این جنگها ماجرا از این قرار است که پیروز نهاوندی یا فیروز که با لقب ابولوءلوء و بابا شجاع الدین نیز شناخته میشود، ارتشبد سلسله ی ساسانیان بود که تحت فرمان فرمانده ی کل ارتش ساسانیان، رستم فرخ زاد خدمت میکرد. در جنگ القادسیه یا نبرد نهاوند در سال 636 میلادی هنگامی که ساسانیان از سپاه عمر بن خطاب در ساحل غربی رود فرات شکست خوردند، اسیر شد. آنگونه که در کتاب « تاریخ و فرهنگ ایران در دوران انتقال از عصر ساسانی به عصر اسلامی » گفته شده، فیروز یا ابولوءلوء یکی از ایرانیان در دوره ی اولیه ی ورود اعراب به ایران بوده است. فیروز دختری داشته به نام مروارید و از آنجا که در زبان عربی به مروارید لوءلوء می گویند، او را ابولوءلوء به معنای پدر مروارید نامیده اند.[1] هنگامی که او به عنوان اسیر به عربستان آورده شد، توانست عمر بن خطاب را در سال 23 هجری قمری به قتل برساند. آوازه ی وی، تنها پیرامون قتل عمر و رویدادهای پس از آن است.[2] هنگامی که اسرا و غنایم حاصل از این جنگ را به مدینه نزد عمر بردند، عمر اسرا را به عنوان برده به مسلمانان فروخت و ابولوءلوء را مغیرة بن شعبه به بردگی و بر او بسیار سخت می گرفت.[3] 

روزی ابولوءلوء عمر را در خیابان دید و از مغیره نزد وی شکایت کرد اما عمر بدون توجه به شکایت او، به او دستور داد تا برایش آسیاب بادی بسازد. ابولوءلوء چون دید عمر به مشکلاتش توجهی نکرد گفت: برایت آسیابی خواهم ساخت که مردم مشرق و مغرب از آن سخن گویند؛ و از نزد عمر رفت...
عمر گفت: این برده مرا تهدید كرد، کاش او را مى كشتم.
بامداد روز بعد ابولوءلوء به مسجد رفت. چون صف ها بسته شد، و مردم تکبیرة الاحرام نماز را بستند، ابولوءلوء از صف خارج شد و با خنجرى ( دو سر ) كه داشت، عمر را شش ( و به نقلی سه ) ضربه زد و آخرین آنها را در زیر ناف او زد و فرار کرد.
عمر بر زمین افتاد. مردم دورش جمع شدند و نزدیک بود که نماز قضا شود تا این كه گوینده اى گفت: بندگان خدا، نماز را دریابید، خورشید بر آمد. آن گاه عبد الرحمان بن عوف به جاى عمر به نماز ایستاد و عمر را به خانه اش بردند.[4] درباره ی قتل عمر برخی دیگر نیز معتقدند نقشه ی قتل را دیگرانی که از سخت گیریهای عمر ناراضی بودند طراحی کردند و فیروز تنها مجری این نقشه بود، زیرا از چند روز قبل برخی هشدارهایی به عمر داده بودند.[5]
عبدالرحمان بن ابی بکر، قتل عمر را توطئه ای میان ابولوءلوء و دو ایرانی دیگر به نامهای جفینه و هرمزان می دانست.
پس از کشته شدن عمر، عبیدالله بن عمر ( فرزند عمر)، آن دو نفر و همچنین دختر خردسال ابولوءلوء و پسر و همسر ابولوءلوء را به بهانه ی قتل عمر کشت.[6]
اطلاعاتی بیش از این پیرامون زندگی پیروز نهاوندی یا همان ابولوءلوء ، پیش از قتل عمربن خطاب در دست نیست. مقبره ای قدیمی در کاشان وجود دارد که منسوب به محل دفن پیکر پیروز نهاوندی می باشد.[7]

آرامگاه پیروز نهاوندی


در پی برگزاری سالانه مراسم عمرکُشان، ورودی این بنا در سال ۱۳۸۶ بسته شد. هم اکنون آرامگاه فیروز نهاوندی به « معاونت اجتماعی و ارشاد » تغییر نام داده است :


ابولولو_فیروز_نهاوندی_پدر_مروارید

[1]. قنوات،عبدالرحیم، " ابولوءلوء از مدینه تا کاشان " ، کاشان شناخت، شماره 3 : 81 - 73
[2]. یوسفی اشکوری، حسین، « ابولولو»، دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج6، تهران
[3]. الفتوح، ترجمه، متن، ص 973 و كامل: ج 3، ص 17
[4]. تاریخ ابن خلدون، ترجمه ، متن، ج 1، ص 544 - 554، امامت و سیاست، ترجمه، ص40
[5]. پاورقی شماره دو
[6]. پاورقی شماره یک
[7]. آرامگاه ابولوءلوء ، وبسایت بنیاد فرهنگ کاشان



طبقه بندی: پاسخ به سؤالات، 
برچسب ها: عمر چگونه کشته شد؟، ابولولو، فیروز نهاوندی، بابا شجاع الدین، پیروز نهاوندی، قاتل عمر که بود؟، آرامگاه فیروز ابولوءلوء کجاست؟،  

تاریخ : شنبه 21 تیر 1399 | 11:11 ق.ظ | نویسنده : حامد | نظرات
در اسلام جنگ به منظور کشورگشایی و قدرت گرایی جایز نیست. امیرالمؤمنین علی (ع) در این جنگها حضور نداشته اند و دلیلی وجود ندارد که ایشان اساسا با آغاز این جنگها موافق باشند. البته در حین جنگها و یا بعد از آن شرایط ویژه ای به وجود می آمد که بدان جهت امام علی(ع) با خلفا از جهت مشورت و راهنمایی در مسائل همکاری می نمود و همکاری امام علی(ع) در راستای مصالح جهان اسلام بود، نه به معنای تایید حکومت خلفا و تایید مشروعیت جنگ و کشورگشایی [1]. امام علی(ع) نه به طور مطلق موافق جنگها بود و نه به طور مطلق مخالف؛ حضرت با بعضی از امور موافق و با بعضی از امور مخالف بود که می توان از آن به عنوان سیاست بی طرفانه در زمان خلفا یاد کرد. جنگها هم آثار مفید و سازنده داشت و هم آثار منفی و زیانبار؛ از آن جهت که برخی آثار مفید و سازنده در پی داشت، مورد تایید امام علی(ع) بود ولی از سوی دیگر به دلیل اینکه جنگها برخی از شرایط جهاد و دفاع مورد نظر اسلام را نداشت و پیامدهای منفی به دنبال خود به وجود می آورد، مخالف آن بود.
با توجه به محتوای دین اسلام که مشتمل بر جهاد، دفاع، امر به معروف، نهی از منکر، دادخواهی و کمک به مظلومان و استضعاف زدایی و... است؛ سیره ی زندگی پیامبر(ص) و امامان علیهم السلام اجمعین نیز همین است و می توان به این نتیجه رسید که جاد و دفاع و شیوه ی جنگی برای زدودن موانعی که در مسیر گسترش اسلام وجود دارد، تا حدودی، آن هم با وجود ضوابط و شرایط خاص پذیرفته است. جنگهایی که مورد تایید اسلام است، جنگهای کشورگشایی و فتوحات با انگیزه ی مادی نیست، بلکه مبارزات رهایی بخش است. شعار پیامبر(ص) رستگاری، آزادی و آزادگی بشر بود. ( قولوا لا اله الّا الله تفلحوا)
جنگهای پیامبر(ص) تنها برای رفع موانع بود؛ زیرا که دشمنان در مسیر فعالیتهای سازنده ی حضرت، موانع زیادی ایجاد می کردند، حال اگر پیامبر(ص) موانع را از مسیر راه بر نمی داشت، نمی توانست به هدف والای خود که هدایت و رستگاری بشر بود نایل گردد. به همین خاطر حضرت به ناچار از استراتژی جهاد و دفاع بهره میگرفت؛ از این رو پیامبر(ص) اوّل بت پرستان را از راه تبلیغ به سوی توحید دعوت می کرد، آنگاه که مقاومت کردند، به جهاد و دفاع متوسّل شدند.
در مورد حمله ی اعراب به ایران نیز امیرالمؤمنین (ع) موضع محتاطانه ای داشت. آن جا که اعراب به جهاد و دفاع مشروع و مورد قبول در اسلام می پرداختند، حضرت موافق بود اما وقتی که اعراب به ظلم رو آوردند حضرت مخالف این کار بود. 
و اما در مورد حضور امام حسن و امام حسین علیهم السلام در نبرد مذکور، از منابع معتبر استفاده می شود که در فتح ایران شرکت نکرده اند. بنابر نقل ابن اثیر، ابن خلدون، سید هاشم معروف الحسنی و همچنین باقر شریف قرشی؛ این دو امام بزرگوار بعد از پیامبر(ص) در هیچ فتحی شرکت نداشتند[2].
بیشتر مطالبی که مورخان درباره ی جنگهای صدر اسلام نوشته اند، از تاریخ طبری می باشد که پذیرش هرکدام نیاز به بررسی دقیق دارد. طبری مطالب تاریخی را از روایان مختلف نقل می کند که برخی دروغگو و غیر موثق بوده اند؛ از جمله سیف بن عمر[3] که خیلی از مطالب مربوط به جنگهای ایران و اعراب و مطالبی را که از امیرالمؤمنین علی(ع) و فرزندان وی در این باره نقل شده، از طریق وی است.
جواد علی از مورخان معتبر می گوید: طبری در استفاده از مآخذ، اصول اهل حدیث را در نظر نگرفته و از چهره های ضعیف هم روایت کرده است. او روایات سیف بن عمر را که متهم به زندقه[4] است و خود طبری هم نظر مساعدی نسبت به وی ندارد، نقل می کند[5]. بر این اساس اگر در برخی از منابع سخن از شرکت این امامان در جنگ ایران و مسلمانان عرب و همچنین قتل عام مردم ایران آمده است، واقعیت ندارد.


[1]. شیخ صدوق، الخصال، ترجمه ی جعفری، نسیم کوثر ج2،ص69 . شیخ مفید، الاختصاص، ص173
[2]. احمد زمانی، حقایق پنهان، ص117
[3]. سیف بن عمر التمیمی از مورخان اوایل اسلام است. تقریباً از زندگی او به جز اینکه در کوفه می‌زیسته و از طایفهٔ عُصَیِّد و بخش عمر از قبیلهٔ تمیم بود چیز دیگری در دسترس نیست. اهمیت او به دلیل کتابش «کتاب الفتوح الکبیر و الردّة» است که منبع اصلی محمد جریر طبری برای تاریخ جنگ‌های رده است.
صحت اخبار او همیشه مورد تردید حدیث‌شناسان بوده‌است: برخی او را زندیق خوانده‌اند و برخی گفته‌اند که او جعلیات را به راویان معتبر منسوب می‌کرد. مورخان جدید هم این تردیدها را تأیید کرده‌اند و تناقضات ناممکن تاریخ او را با تاریخ‌های ابن اسحاق و واقدی تأیید کرده‌اند.
[4]. زندیق، معرّب واژه‌های زندیک یا زندیکیه است. این واژه، توسط مسلمانان، در خصوص افرادی که تصور می‌شود نظرات یا عملکردهایی دارند که با نظرات بنیادی اسلام در تعارض است به کار می‌رود.
[5]. رسول جعفریان، تاریخ سیاسی اسلام، سیره ی رسول خدا(ص)، ص124



طبقه بندی: پاسخ به سؤالات، 
برچسب ها: چرا حضرت امام علی و امامان حسن و حسین علیهم السلام همراه عمر به ایران حمله کردند و مردم ایران را قتل عام کردند؟!، آیا امام علی در جنگ بین ایران و اعراب شرکت داشت؟، آیا امام حسن و امام حسین در جنگ بین اعراب و ایرانیان شرکت داشتند؟، وبلاگ اهل تشیع، وبلاگ اهل بیت، آیا مردم ایران در جنگ ایران و اعراب در زمان امام علی قتل عام شدند؟،  

تاریخ : دوشنبه 9 تیر 1399 | 07:11 ق.ظ | نویسنده : حامد | نظرات
 به نام خداوند بخشنده ی مهربان

 سپس شما را پس از مرگتان حیات بخشیدیم. شاید شکرگذاری کنید.

 و ابر را بر شما سایبان قرار دادیم و منّ ( نوعی سمغ شیرین گیاهان ) و سلوی ( پرنده ای مانند بلدرچین ) را برای شما فرستادیم. ( و گفتیم: ) از نعمتهای پاکیزه ای که به شما روزی داده ایم بخورید. و ( آنها کفران کردند و با این کار ) آنها به ما ستم نکردند، بلکه به خود ستم می نمودند.

 و ( یاد کنید ) زمانی را که گفتیم در این شهر ( بیت المقدس ) وارد شوید و از نعمتهای فراوان آن از هر جا می خواهید بخورید و از در ( معبد بیت المقدس ) با خضوع وارد گردید و بگویید: خداوندا گناهان ما را بریز. تا خطاهای شما را ببخشیم. و به نیکوکاران پاداش بیشتری خواهیم داد.

 اما افراد ستمکار این سخن را به غیر آنچه به آنها گفته شده بود ( به صورتی استهزا آمیز ) تغییر دادند. لذا بر ستمکاران در برابر این نافرمانی عذابی از آسمان فرستادیم.

 و ( به یاد آورید ) زمانی را که موسی برای قوم خویش آب طلبید. به او گفتیم: عصای خود را بر آن سنگ مخصوص بزن! ناگاه دوازده چشمه ی آب از آن جوشید. آنگونه که هر طایفه ( از طوایف دوازده گانه ی بنی اسراییل ) چشمه ی خود را می شناختند ( و گفتیم:) از روزی خداوند بخورید و بیاشامید و در زمین به فساد نکوشید.

 راست گفت خداوند بلند مرتبه و بزرگ 



طبقه بندی: ترجمه ی آیاتی از قرآن مجید، 
برچسب ها: ترجمه ی آیات 56 الی 60 سوره ی مبارک بقره، متن فارسی سوره بقره، ترجمه ی فارسی سوره بقره، سوره بقره،  

تاریخ : جمعه 6 تیر 1399 | 11:43 ق.ظ | نویسنده : حامد | نظرات
عمر چگونه کشته شد؟
چرا حضرت امام علی و امامان حسن و حسین علیهم السلام همراه عمر به ایران حمله کردند و مردم ایران را قتل عام کردند؟!
ترجمه ی آیات 56 الی 60 سوره ی مبارک بقره
مناظره ی جالب معاویه با ابن عباس، پسر عموی امیرالمؤمنین علی(ع)
شهادت امام جعفر صادق (ع)
او را از مسجد بیرون کنید!
ترجمه ی آیات 51 الی 55 سوره ی مبارک بقره
قبولی نماز
ترجمه ی آیات 46 الی 50 سوره ی مبارک بقره
احتجاج امیرالمؤمنین علی(ع) در برابر ابوبکر
شهادت امیرالمؤمنین علی (ع)
ترجمه ی آیات 41 الی 45 سوره ی مبارک بقره
لعن الله قتلة امیرالمؤمنین علی (ع)
سخنان سیّدالشّهدا امام حسین (ع)
ترجمه ی آیات 36 الی 40 سوره ی مبارک بقره
تاریخ و سیره ی حضرت خدیجه (س)
گلف استریم و خبر آن در 14 قرن پیش!
جریان شناسی بهائیت و صهیونیسم
معرفی کتاب همه ی نوکرها
ترجمه ی آیات 31 الی 35 سوره ی مبارکه ی بقره
حَجَرُ الْأسْوَدْ ، نامگذاری و شکل ظاهری آن
سوره هایی که سجده واجب دارند و احکام آن
سخنانی از حضرت سیّدالشّهدا (ع)
سه روز مبارک پشت سر هم! اعیاد شعبانیه مبارک !
ترجمه ی آیات 21 الی 30 سوره ی مبارکه بقره
مبعث پیامبر اکرم(ص) بر همه ی مسلمانان و دوست داران آن حضرت مبارک
طبق روایات شیعه، زنان از زمین سهمیه ی ارث ندارند و اگر فدک ارثیه و حقّ حضرت زهرا(س) بوده است، چرا حضرت علی(ع) بعد از رسیدن به خلافت، آن را مطالبه نکرده و برای خود پس نگرفتند؟!
شهادت امام موسی کاظم (ع) تسلیت باد
زیارت حضرت صاحب الزّمان (عج) در روز جمعه
سال 1399 مبارک
˙•▪●* وبلاگ اهل البیت علیهم السّلام *●▪•˙
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
تعداد کل صفحات : 27 ::      1   2   3   4   5   6   7   ...  
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات